عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
638
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
پس ازين جهت ديت خطا و شبه عمد بر عاقله واجب كردند ، و اين اجماع امّتست و اتّفاق اهل سنّت ، و كس خلاف نكرده است در آن ، مگر جماعتى از خوارج كه بر مال قاتل واجب ديدهاند ، و آن خرق اجماع مسلمانان است ، و مذهب اهل سنّت و دين حق آنست كه بيان كرديم ، و اللَّه اعلم . فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً حَكِيماً - ميگويد : هر كه را بندهاى « 1 » نباشد كه آزاد كند ، كفّارت قتل را دو ماه پيوسته روزه دارد . اگر روزه بىعذرى بگشايد چندان كه روزه داشته باشد به كار نيست ، و از سر بايد گرفت ، و اگر زنى را حيض رسد وى را عذر ظاهر است ، و از سر نبايد گرفت ، و اگر بيمار شود دو قولى است ، و اگر بسفرى بيرون شود اصحاب شافعى را در آن دو طريق است ، و اگر ماه رمضان پيش آيد يا روز نحر و ايام التشريق ، تتابع منقطع شود ، كه بروزگار ديگر روزه پيوسته ميتوان داشت وى در آن معذور نيست . و اگر طاقت روزه داشتن ندارد شافعى را دو قولست : كه اطعام بجاى آن نشيند يا نه ، و درست آنست كه ننشيند بجاى آن ظاهر قرآن را ، و اللَّه اعلم . قوله : وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً الآية - اين آيت در شأن مقيس بن ضبابة الليثى آمد كه برادر خود را هشام بن ضبابه در بنى النجار كشته يافت ، مقيس آمد ، و با رسول خدا ( ص ) بگفت . رسول ( ص ) مردى را از بنى فهر با وى فرستاد ، و پيغام داد كه اگر قاتل هشام ميدانيد بدست برادر وى مقيس وا دهيد ، تا قصاص كند ، و اگر نميدانيد ديت وى بدهيد . فهرى پيغام رسول خدا ( ص ) با ايشان گزارد ، ايشان همه گفتند : سمعا و طاعة للَّه و لرسوله ، گفتند : ما كشندهء او نميدانيم ، امّا ديت بدهيم ، صد تا اشتر بودى دادند ، پس هر دو بازگشتند تا به مدينه روند . شيطان مقيس را وسوسه كرد كه ديت برادر ميپذيرى ، ترا مسبّتى عظيم باشد درين پذيرفتن
--> ( 1 ) - نسخهء ج : بردهاى . )